پرسشنامه استرس شغلی اسیپو (Osipow)
سنجش علمی فرسودگی سازمانی، اضافه بار کاری، ابهام نقش، تعارض مسئولیت و شرایط محیط کار
حس میکنم حجم کاری که به من محول شده بیشتر از توان و زمان من است.
باید ساعتهای طولانی و اضافهکاری انجام دهم تا وظایف روزانهام به سرانجام برسند.
احساس میکنم در طول روز کاری وقت کافی برای استراحت کوتاه یا صرف غذا ندارم.
سرعت و شتابی که از من برای انجام کارها انتظار میرود بیش از حد زیاد است.
حتی در منزل یا ایام تعطیل، افکار کارهای ناتمام آرامش مرا برهم میزند.
احساس میکنم به دلیل کمبود وقت نمیتوانم کارهایم را با کیفیتی که مطلوبم است تمام کنم.
برای انجام صحیح وظایفم با کمبود شدید نیروی همکار مواجه هستم.
در پایان ساعت کاری احساس خستگی شدید جسمانی و تخلیه کامل انرژی میکنم.
مهلتهای تحویل کار (دِدلاینها) آنقدر فشرده و غیرواقعی هستند که استرس مداوم میسازند.
از اینکه وظایف پیدرپی و همزمان روی سرم تلنبار میشوند احساس درماندگی میکنم.
احساس میکنم تحصیلات، مهارتها و استعدادهای واقعی من در این شغل به هدر میرود.
در شغلم فرصت و دورنمای کافی برای یادگیری، شکوفایی و رشد حرفهای ندارم.
احساس میکنم آموزشهای لازم برای رویارویی با چالشهای فنی شغلم را ندیدهام.
ابزارها، نرمافزارها یا تجهیزات مورد نیاز برای انجام بهینه کار در اختیارم نیست.
کارهایی که در طول روز انجام میدهم برایم تکراری، ملالآور و فاقد انگیزه شده است.
ارزیابی عادلانه و قدردانی شایستهای از زحمات و خلاقیتهای من صورت نمیگیرد.
برای بهینهسازی عملکردم به دورههای آموزشی تکمیلی نیاز دارم که سازمان فراهم نمیکند.
احساس میکنم مسیر ارتقای شغلی و ترفیع من در این ساختار مسدود یا ناممکن است.
جایگاه و شأن شغلی فعلیام پاسخگوی ارزش فردی و استانداردهای من نیست.
احساس میکنم نتیجه کارهایم اثر ملموسی در مأموریت اصلی و کلان سازمان ندارد.
دقیقاً و با شفافیت نمیدانم مدیر یا سرپرستم چه انتظارات مشخصی از کار من دارد.
معیارهای اینکه کار من خوب ارزیابی میشود یا ضعیف، برایم مبهم و سلیقهای است.
اولویتهای کاری من مدام تغییر میکنند و من در تعیین کار مهمتر سردرگم میشوم.
حیطه وظایف، مرز مسئولیتها و اختیارات شغلیام به روشنی تفکیک نشده است.
دستورالعملها و بازخوردهای متناقضی از سوی ردههای مختلف مدیریتی دریافت میکنم.
در صورت بروز بنبست یا مشکل پیچیده در کار، دقیقاً نمیدانم باید به چه کسی ارجاع دهم.
چشمانداز و هدف نهایی پروژهای که رویش کار میکنم برایم کدر و تاریک است.
احساس میکنم بدون اینکه اطلاعات و مستندات کافی داشته باشم باید تصمیمگیری کنم.
شرح وظایف مدون، مکتوب و رسمی برای کارهایی که در عمل انجام میدهم وجود ندارد.
نمیدانم زمان روزانهام را با چه درصدی میان وظایف گوناگون همزمان تقسیم کنم.
خودم را میان خواستههای متعارض دو بخش یا دو مدیر متفاوت گرفتار و مستأصل میبینم.
مجبورم وظایفی را انجام دهم که با اصول کاری، ارزشها یا اخلاق حرفهای من در تضاد است.
کارهایی به دوشم گذاشته میشود که احساس میکنم به حوزه وظایف همکاران دیگر مربوط است.
برای راضی نگه داشتن یک ذینفع، ناچار میشوم نارضایتی فرد دیگری را بپذیرم.
مرز میان مسئولیت من و بخشهای همکار مبهم است و تداخل و پاسکاری کاری پیش میآید.
بر سر اینکه چه کسی مسئول نهایی فلان خطاست، اصطکاک و مشاجره ایجاد میشود.
میان وفاداری به همکاران تیمم و پاسخگویی به مدیران ارشد احساس تعارض وجدان دارم.
توقع دارند مسئولیت شکستها یا مسائلی را بپذیرم که کنترلی روی آنها نداشتهام.
برای کارهایی که به عهده من گذاشته شده، آزادی عمل و اختیار تصمیمگیری مستقل ندارم.
به من مأموریت میدهند اما اختیارات و دسترسیهای لازم برای اجرای آن را فراهم نمیکنند.
احساس میکنم بار سنگین پاسخگویی به اشتباهات احتمالی زیردستان بر دوش من است.
مسئولیت سلامت، امنیت جانی یا آینده شغلی سایر افراد در این محیط مرا نگران میکند.
اگر یک سهلانگاری یا خطای کوچک از من سر بزند، خسارت مالی یا اعتباری سنگینی رخ میدهد.
احساس میکنم مدام باید رفتار و بازدهی دیگران را زیر نظر بگیرم و این کلافهکننده است.
تصمیماتی که میگیرم مستقیماً بر معیشت، روحیه یا زندگی مراجعان یا همکاران اثر میگذارد.
نسبت به پیشرفت کاری و نتیجه نهایی فعالیت افراد زیرمجموعهام دغدغه مفرط دارم.
به طور مکرر ناچارم نارضایتیها، شکایات تند و عصبانیت مراجعان یا مشتریان را مهار کنم.
بار تعهدات حقوقی، اسناد رسمی یا مسائل مالی مرتبط با شغلم آرامشم را سلب میکند.
دیگران برای گرهگشایی از بحرانها به من متکی هستند و این بار برایم بسیار سنگین است.
حس میکنم اجازه خطا کردن ندارم و کوچکترین نقص در کارم غیرقابل بخشش است.
محیط کار من بیش از حد پرسروصدا، متشنج، ناآرام یا شلوغ است.
سیستم روشنایی، نور، گرما، سرما یا تهویه هوای اتاقم نامناسب و آزاردهنده است.
در محیط کار در معرض آلودگیهای شیمیایی، بوی نامطبوع، دود یا گردوغبار هستم.
صندلی، چیدمان میز یا ارگونومی وسایلم باعث دردهای اسکلتی (کمردرد، گردندرد) میشود.
احساس میکنم محیط کارم از نظر رعایت اصول بهداشتی یا ایمنی استانداردهای لازم را ندارد.
کامپیوترها، ابزارها یا دستگاههایی که با آنها سر و کار دارم فرسوده و پرنقص هستند.
در حین انجام وظایفم نگرانی از بروز سوانح فیزیکی، سقوط یا آسیب بدنی دارم.
فضای فیزیکی و متراژ اختصاص داده شده به من تنگ، فشرده یا دلگیر است.
رفتوآمد روزانه و مسافت طولانی تا محل کار بخش زیادی از توانم را فرسوده میکند.
شرایط نامساعد فیزیکی محیط کارم در پایان روز باعث سردرد، تاری دید یا خستگی مزمن میشود.
پس از پاسخ به ۶۰ پرسش، نمره کل استرس شغلی، کارنامه چاپی تکصفحهای A4 و تفکیک ۶ بعد فعال خواهد شد.
اسکن بارکد با دوربین گوشی برای اجرای مستقیم خودارزیابی اسیپو