پرسشنامه مکانیزمهای دفاعی ناخودآگاه (DSQ-40)
کشف سپرهای روانی ذهن در برابر اضطراب: تفکیک دفاعهای رشدیافته، روانرنجور و نابالغ بر پایه نظریه فروید و ویلانت
معمولاً میتوانم در شرایط دشوار و پرتنش جنبههای خندهدار قضیه را ببینم و بخندم.
وقتی خشمگین یا ناراحتم، احساساتم را به انجام کارهای سازنده، ورزش یا هنر تبدیل میکنم.
پیش از رویارویی با بحرانها، برای چالشهای احتمالی نقشه میکشم و خودم را آماده میکنم.
اگر کاری از دستم برنیاید، به جای نگرانی بیهوده، تمرکزم را آگاهانه بر سایر کارهایم میگذارم.
گاهی اوقات خودم را به شوخی دست میاندازم تا تلخی ناکامیها را برای خودم کم کنم.
انرژی هیجانات شدیدم را در مسیر کار، اهداف بزرگ و فعالیتهای مفید جامعه تخلیه میکنم.
همیشه قبل از تصمیمگیریهای حساس به عواقب بلندمدت آن فکر کرده و اضطرابم را مهار میکنم.
میتوانم تا زمان مناسب، احساسات تندم را کنار بگذارم تا کارم را با آرامش انجام دهم.
اگر فکر یا کار بدی از من سر بزند، احساس میکنم باید بلافاصله کار نیکی برای پاک کردنش انجام دهم.
همیشه بیش از حد برای دیگران فداکاری میکنم، حتی اگر بدانم به بهای تباهی خودم تمام میشود.
افرادی را که تحسین میکنم کاملاً بینقص، مقدس و عاری از هرگونه خطا میدانم.
وقتی از دست کسی عصبانیم، برعکس رفتارم با او به شدت مهربان، مودبانه و چاپلوسانه میشود.
گاهی مراسم یا آیینهای تکراری انجام میدهم تا اضطراب یا احساس گناهم پاک شود.
از اینکه دیگران بدانند چقدر به خاطر آنها فداکاری و ایثار کردهام احساس خوبی پیدا میکنم.
تمایل دارم افرادی را که دوست دارم قهرمان زندگیام کنم تا احساس امنیت بیابم.
از افرادی که نسبت به آنها حس تنفر یا خشم دارم، در ظاهر تعریف و تمجید افراطی میکنم.
احساس میکنم اغلب اطرافیان نسبت به من حسادت میکنند یا نیتهای پلیدی در سر دارند.
وقتی از کسی ناراحتم، به جای گفتگوی مستقیم، با سکوت، اخم و کارشکنی عذابش میدهم.
وقتی کلافهام، بیدرنگ دست به کارهای هیجانی و خطرناک میزنم و بعداً پشیمان میشوم.
ترجیح میدهم بحرانها و حقایق ناخوشایند زندگیام را نادیده بگیرم، انگار اصلاً وجود ندارند.
آدمها از نظر من یا کاملاً فرشته و خوبند، یا کاملاً دیو و پلید؛ حد وسطی وجود ندارد.
هر وقت دچار استرس روحی میشوم، با سردرد، معدهدرد یا دردهای عضلانی زمینگیر میشوم.
برای هر شکست یا اشتباهی، بهانههای منطقی و تقصیرهای بیرونی دستوپا میکنم.
ساعتها در رویاهای دورودراز غرق میشوم تا از واقعیتهای تلخ زندگی فرار کنم.
اگر کسی از من انتقاد کند، به کلی تمام شخصیت و دستاوردهایش را بیارزش جلوه میدهم.
وقتی از کسی خشمگینم که زورم به او نمیرسد، عصبانیتم را سر فرد ضعیفتر یا اشیاء خالی میکنم.
میتوانم بدون حس کردن کوچکترین هیجان یا ناراحتی، درباره تلخترین تروماهایم حرف بزنم.
در شرایط بحران ناگهان احساس میکنم از کالبدم جدا شدهام و همه چیز مثل فیلم به نظر میرسد.
اگر اشتباهی پیش بیاید، همیشه دیگران یا شانس بد مقصر اصلی هستند، نه من.
برای تنبیه کسانی که اذیتم کردهاند، کارها را با تأخیر عمدی و لجبازی انجام میدهم.
گاهی برای مهار تنش درونی، وسایل را میشکنم یا فریادهای بدون مهار میزنم.
دوست ندارم بپذیرم که من هم ممکن است نقایص یا اشتباهات بزرگی در زندگی داشته باشم.
کسی که دیروز بهترین دوستم بود، ممکن است امروز بدترین دشمن زندگیام به نظر برسد.
تنشهای عصبیام به سرعت به علائم فیزیکی و بیماریهای بدنی تبدیل میشوند.
معمولاً برای توجیه کوتاهیهایم در کار، دلایل غیرواقعی اما قانعکننده میآورم.
دنیای تخیلات ذهنیم را بسیار جذابتر و امنتر از دنیای واقعی آدمها میدانم.
وقتی به چیزی که میخواستم نمیرسم، وانمود میکنم که از ابتدا ارزشی برایم نداشته است.
خشم ناشی از محل کار یا جامعه را به خانه میآورم و سر عزیزانم خالی میکنم.
بین افکار منطقی و احساسات درونیام دیواری بلند کشیدهام تا آسیب نبینم.
هنگام مواجهه با شوکهای روحی، احساس میکنم خودم در بدنم حضور ندارم.
پس از پاسخ به ۴۰ گویه، نمرات ۳ سبک دفاعی، تحلیل مکانیزمهای ناخودآگاه و خروجی چاپی تکصفحهای A4 فعال خواهد شد.
اسکن بارکد با دوربین گوشی برای اجرای مستقیم خودارزیابی DSQ-40