تست تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (CERQ)
شناسایی ۹ سبک فکری ذهن در مواجهه با استرس، ناکامی، شکست و رویدادهای ناگوار زندگی
احساس میکنم خودم مقصر اصلی رخ دادن آن رویداد ناگوار بودهام.
مدام به این فکر میکنم که اشتباهات خودم باعث بروز این اتفاق شده است.
خودم را به خاطر آنچه اتفاق افتاده است سرزنش و ملامت میکنم.
به این فکر میکنم که اگر عملکرد بهتری داشتم، هرگز چنین مشکلی پیش نمیآمد.
با خود فکر میکنم که باید با این پیشامد کنار بیایم و آن را بپذیرم.
فکر میکنم باید آنچه رخ داده است را همانگونه که هست قبول کنم.
به خود یادآوری میکنم که نمیتوانم گذشته و رویداد رخداده را تغییر دهم.
این واقعیت را میپذیرم که این اتفاق افتاده و زندگی با این شرایط ادامه دارد.
مدام به احساسات منفی و دردناکی که این اتفاق در من ایجاد کرده فکر میکنم.
تمام افکارم حول میزان ناراحتی و تلخی که تجربه کردهام دور میزند.
نمیتوانم از فکر کردن مداوم به اینکه چقدر حالم از این پیشامد بد است دست بکشم.
ذهنم مدام درگیر تأثیرات منفی این اتفاق بر زندگیام باقی میماند.
به رویدادهای شاد و لذتبخشی فکر میکنم که هیچ ارتباطی به این مشکل ندارند.
فکرم را عمداً به موضوعات خوشایند، آرامشبخش و سرگرمکننده معطوف میکنم.
سعی میکنم به خاطرات شیرین و اتفاقات قشنگ فکر کنم تا از فشار ذهنی رها شوم.
ذهنم را با کارهای مفرح، مثبت و خوشحالکننده پر میکنم.
به این فکر میکنم که بهترین و منطقیترین راهکار برای حل این مسئله چیست.
به مراحل عملی و اقداماتی که برای اصلاح وضعیت میتوانم انجام دهم فکر میکنم.
گامهای مشخصی را در ذهنم طراحی میکنم تا با این مشکل به بهترین نحو برخورد کنم.
تمرکزم را روی چگونگی تغییر اوضاع و مدیریت کارآمد چالش پیشآمده میگذارم.
فکر میکنم میتوانم از این سختی، درسها و تجربیات ارزشمندی برای آینده بیاموزم.
به این فکر میکنم که این بحران میتواند باعث رشد فردی و استحکام روان من شود.
تلاش میکنم جنبههای مثبت، حکمتها یا فرصتهای پنهان در این موقعیت را ببینم.
فکر میکنم با عبور از این شرایط، فردی پختهتر، نیرومندتر و شکیباتر خواهم شد.
به خود یادآوری میکنم که پیشامدهای به مراتب بدتر و فاجعهبارتری هم ممکن بود رخ دهد.
فکر میکنم در مقایسه با مصائب سنگین دیگران، این مسئله آنقدرها هم غیرقابل تحمل نیست.
به یاد میآورم که موهبتها و چیزهای به مراتب ارزشمندتری در زندگیام وجود دارد.
با خود فکر میکنم که این بحران نیز گذراست و با گذر زمان کمرنگ خواهد شد.
مدام به این فکر میکنم که آنچه رخ داده است وحشتناکترین و مصیبتبارترین چیز ممکن است.
احساس میکنم بدترین رویدادی که میتوانست برای یک انسان پیش بیاید برای من رخ داده است.
فکر میکنم عواقب این پیشامد بسیار سهمگینتر از تاب و توان تحمل من است.
مدام در ذهنم تکرار میکنم که همهچیز خراب شده و هیچ چیز هرگز درست نخواهد شد.
احساس میکنم دیگران مقصر و بانی اصلی این وضعیت دردناک و تلخ هستند.
به این فکر میکنم که بیمسئولیتی و خطاهای اطرافیانم باعث بروز این اتفاق شده است.
افراد دیگر را به خاطر مشکلاتی که در زندگیام پدید آمده است ملامت میکنم.
فکر میکنم اگر دیگران درست رفتار میکردند، هرگز چنین رنجی به من تحمیل نمیشد.
پس از پاسخ به ۳۶ گزاره، تفکیک راهبردهای ۹ گانه، نسبت تعادل سازگاری و کارنامهٔ رسمی تکصفحهای A4 فعال خواهد شد.